باور کنيد جملات زير از افاضات اخير رهبري است که در ديدار با گروهي از بانوان ايراد شده است! و اگر اين سخنان را از زبان ايشان و با چشم خويش در يكي از شبكه هاي ماهواره اي مشاهده نمي کردم، باور کردن آن براي من هم بسيار سخت بود. اما هنوز هم نمي توانم اين نکته را هضم کنم که چگونه چنين دروغ شاخداري را رهبر نظام جمهوري اسلامي در مقابل دوربين ها و چشمان حيرت زده ميهمانان و ملت ايران بر زبان آورد و از عواقب آن نهراسيد؟
مضمون بيانات ايشان اينچنين بود :
«… در يكي از سفرهايي كه من در زمان طاغوت با قطار داشتم ، هر چه منتظر شدم قطار را براي نماز نگه نداشتند . لذا وقتي ديدم وقت نماز مي گذرد خودم را از پنجره قطار بيرون انداخته و سريعا خودم را به ايستگاه رسانده و نمازم را قبل از اين كه قضا شود ، به جاي آوردم . البته آنجا به ايستگاه قطار نزديك بود و…!!! »
البته وقتي کمي بيشتر درباره قضيه فکر کردم ، ديدم ناباوري من جاي تعجب دارد ؛ چرا که تمام ميهمانان جلسه، ذوب شده در ولايت اند و مخاطبان تلويزيوني اين سخنان نيز فقط خودي هايي هستند که آنها نيز از مؤمنان اصيل و به اصطلاح شيعيان تنوري (!) هستند ، بنابر اين اگر ولي فقيه که ضمناً جانشين خدا در روي زمين نيز مي باشد هرآنچه را که بگويد و بخواهد، بايد توسط مؤمناني که عقلشان را تعطيل کرده و بر مرکب تقليد سوار شده اند، مورد پذيرش قرار گيرد ! در غير اين صورت ، اين مردم بايد در ايمان خويش تجديد نظر نمايند و بدانند که جايي براي آنان در بهشت نخواهد بود !
دوستداران ولايت ، اين اواخر،انواع و اقسام فضايل درباره رهبري را در اينجا و آنجا ترويج و تبليغ کرده بودند، اما به نظرم اين يکي ، حتي خود آنان را نيز غافلگير کرد؛ چرا که تا به حال کسي در ايران و يا حتي ساير نقاط جهان نيز قطاري نديده است که پنجره اي به اين بزرگي براي بيرون پريدن (!) داشته باشد. از آن مهمتر اين که بر فرض محال، کسي بتواند بعد از پريدن از چنين پنجره اي، سالم مانده و بتواند بدون آسيب ديدگي نمازش را خوانده و با همان قطار که در ايستگاه ايستاده بوده، به سفر خود ادامه دهد! چه ضرورتي به بيرون پريدن از قطار داشته است!؟ و…
به يزدان که گر ما خرد داشتيم کجا اين سرانجام بد داشتيم