« … ولي آنهايي كه فريضه جهاد را در اسلام بررسي كرده اند. مي دانند چرا اسلام بايد بر همه دنيا پيروز گردد … آنهايي كه از اسلام چيزي نمي دانند وانمود مي كنند كه اسلام مخالف جنگ است. آنهايي كه چنين حرف هايي مي زنند ، از شعور انساني بهره اي ندارند. اسلام مي گويد: همه افراد بي ايمان را بكشيد. همان گونه كه آنها شما را مي كشند! آيا مفهوم اين گفته آنست كه مسلمانان بايد دست روي دست بگذارند تا به وسيله(افراد بي دين) كشته شوند؟ اسلام مي گويد: (غير مسلمانان) را به ضرب شمشير بكشيد و ارتش آنان را داغان كنيد. آيا مفهوم اين گفته آن است كه ما بايد بيكار بنشينيم تا غير مسلمانان بر ما پيروز شوند؟ اسلام مي گويد: آنهايي را كه قصد دارند شما را بكشند، در راه خدمت به الله به قتل برسانيد! آيا معني اين حرف آن است كه ما بايد تسليم دشمن شويم؟ اسلام مي گويد: همه نيكي ها در نتيجه شمشير و در زير سايه شمشير به دست مي آيد. افراد مردم تنها با شمشير فرمانبردار مي شوند. شمشير كليد بهشت بوده و در بهشت تنها بروي جهاد كنندگان مقدس باز مي شود؛ صدها فريضه ديگر در در قرآن و گفته هاي پيامبر وجود دارد كه به مسلمانان اصرار مي ورزد كه ارزش جنگ و جنگيدن را به خوبي درك كنند. آيا مفهوم تمام اين گفتارها آن است كه اسلام ديني است كه افراد مردم را از دست زدن به جنگ باز مي دارد؟ من به آن نابخرداني كه چنين ادعايي مي كنند ، آب دهان مي اندازم.»

جملات بالا بخشي از اعتقادات و گفته هاي آقاي روح الله خميني بنيانگزار جمهوري اسلامي است. بي ترديد اگر هواداران جمهوري اسلامي، اين مطالب را از زبان شخص ديگري بشنوند ، بلافاصله او را مورد تمسخر و مورد سرزنش قرار خواهند داد كه كسي كه اين حرف ها را زده عقل خود را از دست داده است . اما حقيقت اين است كه بسياري از كساني كه سنگ انقلاب را به سينه مي زنند ، تاكنون با دقت كافي گفته ها و نوشته هاي خميني را مورد واكاوي قرار نداده اند تا به كنه انديشه هاي وي پي ببرند. بي دليل نيست كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي ، با تمام تلاشي كه در زنده نگاه داشتن ياد خميني به كار مي برد، بجز موارد دست چين شده خاصي كه در اذهان مردم و بويژه جوانان تحصيلكرده كنوني ايجاد تضاد و تناقض ننمايد، جرأت پخش كامل يك سخنراني وي را ندارند ؛ چرا كه مي دانند تناقضات فراواني در اين گفته ها با حقايق موجود و تمايلات فطري و اعتقادات و علايق ملت وجود دارد كه پخش آنها در رسانه هاي عمومي ، موجب ترديد و بازنگري مردم در باورهاي غلطشان نسبت به وي و انقلابي كه توسط آخوندهاي فرصت طلب از مسير اصلي آزاديخواهي و دموكراسي به انحراف كشيده شد، خواهد گرديد و بدين ترتيب ، حناي اين ملايان بي آزرم و بي آبرو به سرعت رنگ خواهد باخت.

بيهوده نيست كه دنياي كنوني به جمهوري اسلامي و نيات واقعي اش با نظر بدبيني مي نگرد، زيرا اين انقلاب بر مدار افكار و عقايد بنيانگزار آن پايه ريزي شده است و گردانندگان آن تاكنون به هيچيك از دگرانديشان، حتي مراجع ديني نيز مجال طرح عقايد و مخالفتهايشان را نداده اند . بي دليل نيست كه جمهوري اسلامي ، با فقر دامنگيري كه اكثريت ملت را در بر گرفته است، عليرغم كمبودهاي ارزي فراوان براي پيشبرد برنامه ها ، هدف و برنامه اصلي خويش را دستيابي به بمب اتمي (تحت عنوان فريبنده انرژي اتمي مسالمت آميز) قرار داده و در اين راه با تمامي توصيه هاي دلسوزانه دوستان و يا تهديد جدي ملل متحد، با بي اعتنايي برخورد كرده است . اين تمايل ماليخوليايي به دستيابي به بمب اتم ، ريشه در آن تفكراتي دارد كه خميني از اسلام گرفته است و به شاگردانش تزريق كرده است. زيرا از اين منظر ، فقط بايد با شمشير با كفار مواجه شد و بي ايمانان را يا بايد كشت و يا بايد تسليم به اسلام كرد ! و بهشت در سايه شمشيرها محقق مي شود. زيرا آنگونه كه خميني مي گفت، صلح بين اسلام و كفر معني ندارد و بايد نامسلمانان با زور و قدرت اسلحه آنقدر تحت فشار قرار داد كه به اسلام بگروند و يا همه آنان را از دم تيغ گذراند.

البته در اين نگرش ، نمي توان خميني را سرزنش كرد چرا كه اين نوع تفكر از بنياد اسلام برمي خيزد و خميني نيز يك مسلمان بنيادگراي واقعي و بدون سازش بود كه چنانچه قدرت آن را داشت تمام دنيا را با زور وادار به تسليم و مسلماني مي كرد.اما سخن من در اينجا اين است كه ما مردم مسلمان و خردباخته ، خود بايد به فكر خود باشيم و تاكي بايد به دنباله روي كوركورانه خويش كه آن را تقليد مقدس نام نهاده ايم، ادامه دهيم؟ آيا نبايد در عصر روشنگري و علم ، براي يكبار هم كه شده در اين روشها ترديد و تجديد نظر كنيم و با معيارهاي عقل بشري روش زندگي و آينده خويش را رقم بزنيم؟ اگر اعتقادات اسلامي خود را كه بر آن ايمان نام نهاده ايم ، به ما اجازه ندهد كه خطاهاي احتمالي آن را بپذيريم اين ايمان و ديانت ما چه ارزشي خواهد داشت؟ و ايماني كه من و تو امروز در هزاره سوم و در عصر جهش علمي بشر ، بدان پايبند هستيم چه تفاوتي با ايمان جزمي و دگم پدران ناآگاه ما دارد كه كوركورانه و فقط از راه تقليد، بدان پايبندي نشان مي دادند؟ آيا ايمان قلبي هر كس از علم او برنمي خيزد ، و آيا ايمان بدون دانش به پشيزي مي ارزد؟

حقيقت اين است كه اين راه و روش هايي كه از زبان روحانيون بيمار و بويژه رهبر جمهوري اسلامي به عنوان راهبردهاي اساسي نظام، تبيين و دنبال مي شود، محكوم به شكست و اميدي براي پيشبرد موفقيت آميز ندارند و فقط اين سرمايه هاي ملي ما مردم فلك زده است كه در اموري بيهوده و خسارتبار هزينه مي شود و هر روز و هر روز بر فقر و نيازمندي ما در زمينه هاي علمي و اقتصادي و فرهنگي اكثريت افراد جامعه افزوده مي گردد.