بسياري از ما مسلمانان دينداراني مقلد و موروثي هستيم كه اعتقاداتمان را نه از روي تحقيق ، كه از روي تقليد و دنباله روي از پدران و پيشينيانمان يدك مي كشيم و كمتر كسي از ما براي عادات مسلماني خويش(ولو اينكه بسيار غلط و مسخره هم كه باشد) مباني عقلي و استدلالي قانع كننده مي توانيم ارائه كنيم . اما با همه اين احوال مي بينيم كه قرنها مي گذرد و ما مسلمانان به همين منوال ادامه مسير مي دهيم و حاضر نيستيم تغييري در اين روش غلطمان ايجاد كنيم و عجيب تر اين كه ؛هركسي راكه كمتر در مقابل القائات خرافي و مذهبي سؤال و جواب كند ، مسلماني ناب تر و خالص تر و بي رياتر محسوب مي كنيم و چنين مي انگاريم كه گويي كم دانشي و بي خردي جزئي از اركان اصلي و لايتغير دين اسلام محسوب مي گردد و البته اديان ديگر نيز كم و بيش همين ويژگي را دارند اما با اين تفاوت كه پيروان آن اديان پيله خرافات را از دور خويش شكافته و تولدي ديگر يافته اند .اما متأسفانه ما مسلمانان همچنان در اين گرداب تعفن تقليد كوركورانه دست و پا مي زنيم و همين مسئله موجب عقب ماندگي ما ازقافله علم و تمدن بشري گرديده است.
ما را چه مي شود كه براي يك بار هم كه شده از خودمان نمي پرسيم كه چرا در برابربسياري از سؤالات اساسي و بي جوابي كه عقل پرسشگرمان در باره دين مطرح مي كند فقهاي دين به جاي دادن پاسخي قانع كننده ، ما را به قيامت حوالت مي دهند و از آتش دوزخ مي ترسانند و از ما تقليد محض را مي طلبند ؟چه كسي گفته كه اينگونه مسائل تعبدي است و شخص مؤمن بايد بي چون و چرا آنها را به عنون تكليف الهي بپذيرد؟ سؤالاتي از اين دست كه شريعت فروشان فريبكار با شنيدن آنها شروع مي كنند به بافتن يكسري طرهات بي منطق كه هيچ آدم خردمندي نمي تواند آنرا قبول كند. به يادتان مي آورم سخنان برخي از اين مدعيان ذوب در ولايت را در همين سالهاي نه چندان دور كه در مخالفت بااصلاح طلباني كه به رفتارهاي تبعيض آميز و ضد دموكراتيك رهبر ديكتاتور انتقاد داشتند ، توصيه مي كردند كه معتقدان به ولايت فقيه بايد آنچنان ذوب در ولايت وي شده باشند كه اگر او گفت ماست سياه است ! بگويند اينچنين است ،و اگر در روز روشن بگويد اكنون شب است ، بي كم و كاست به جفنگيات او صحه بگذارند!!! و چنين مسلماني به زعم آنان مسلمان تنوري است !
اگر مذهبي كه ادعاي جهاني بودن را دارد نمايندگانش اين دكانداران شريعت باشند كه ملتي را سركيسه كرده و مال و جان و ناموسشان را براي خود مباح شمرده اند و هر روز و هر ساعتي تشت رسوايي يكي از آنان از بام فرو مي افتد ! و نمي تواند به بديهي ترين سؤالات منطقي بشر درباره مسائل اعتقادي پاسخ دهد ، چگونه ادعاي هدايت خيل مسلمانان را به سعادت ابدي خواهد داشت؟