يكي از ويژگيهاي خودكامگان تاريخ ، خودشيفتگي آنان است كه به تعبيري ديگر ، آن را كيش شخصيت ناميده اند. اين افراد به واسطه علاقمندي روحي خويش به پذيرفته و مقبول واقع شدن و بهتر بگوييم پرستيده شدن توسط عوام و كاسه ليساني كه همواره در هر شرايطي مانند قارچ از زمين مي رويند ، در هاله اي از اوهام و تخيلات واهي فرو مي غلطند كه در نتيجه ،خود را مدار و محور حق دانسته و مخالفين خويش را مستوجب تنبيه و در نهايت نابودي مي دانند ! بويژه اگر اين ديكتاتورها افرادي باشند كه بار اعتقادي و ايدئولوژيك را نيز با خود يدك بكشند، كه در اين صورت وضعيت روحي خاصي در آنان ايجاد مي گردد كه خود را فردي برگزيده ازعالم بالا براي هدايت و رستگاري مردمي كه به زعم ايشان در گمراهي آشكاري در غلطيده اند و منتظر فرارسيدن يك منجي مي باشند ، مي دانند.اگر نيك بنگريم مي توانيم مصاديق عيني چنين شخصيتهايي را در ميان رهبران معاصر سياسي كشورمان پيدا كنيم . كساني كه مي پندارند جمهوري اسلامي عطيه اي است از طرف خدا به آنان كه بايد هر طور شده اين هديه آسماني را (ولو اين كه هيچيك از آحاد ملت آنرا نخواهند!) به قيمت نابودي تمامي آزاديهاي انساني (آزاديهايي كه بشر امروز به يمن تمدن و درك و شعور انساني و مبارزات حق طلبانه به آن دست يافته است ) به عنوان امري خارق العاده و معجزه گونه به خورد مردم داد! و تو گويي كه بشر را در تعيين مسير سرنوشت و زندگي آتي خويش ، داراي هيچ اراده و اختياري نمي باشد!

آري اينگونه است كه فراعنه و جباران تاريخ در هر دوره اي يكي پس از ديگري بازتوليد شده و داستان قتل و غارت و چپاول و استثمار ملت ها پايان نمي پذيرد ؛ كه البته در اين ميان بيشترين تقصير متوجه مردماني است كه چرنديات و تبليغات عوامفريبانه اين اشخاص را به نام دين و معنويت و آرمانهاي انساني و … باور كرده و مطابق خواسته هاي بيشرمانه آنان گام بر مي دارند و آب بر آسياب كساني مي ريزند كه رزق و روزي شان را از راه جهل و تحميق مردم به دست مي آورند و تا اين روال باقي است و اين گروه پيرواني براي خويش دارند ، اين بازار مكاره برپا خواهد بود و دانايان و خردورزان در رنج و عذاب و زجر و شكنجه به سر خواهند برد. بايد در انديشه و در مسير روشنگري براي مردمان حركت كرد تا اين كه روزي فرارسد كه خفاشان تيره روز با ديدن چراغ روشنايي خرد به تاريكخانه هاي شومشان بخزند و در اين مجال ملت بتوانند نفسي به آسودگي بكشند.