اين روزها خبري در يكي از سايت هاي خبري نظرم را به خود جلب كرد كه موضوع آغاز ساخت ضريح امام حسين (ع) توسط ايران را مورد توجه قرار داده بود.با خواندن اين خبر، ياد بخشنامه اي افتادم كه از چند ماه پيش در تابلو اعلانات معلمان يكي از مدارس تهران نصب شده بود. در آن بخشنامه ضمن اعلام نياز به 30 كيلوگرم طلا و 30 تن نقره براي ساخت ضريح امام حسين(ع)، از فرهنگيان خواسته شده بود كه براي داشتن سهمي در اين فريضه مهم عبادي ! داوطلبانه در تأمين بخشي از هزينه هاي مربوطه مسئولين را ياري رسانند !
بله تعجب نكنيد، اين مقدار طلا و نقره را مسئولين جمهوري اسلامي به تأييد آخوندها از جيب اين ملت به كشوري حاتم بخشي مي كنند كه ميهن ما ايران را مورد تجاوز و قتل و غارت قرار داد و تا سالها دمار از اين ملت درآورد و چندصد هزار شهيد و معلول در دست ما گذاشت و بعد ما چه كرديم؟! بدون اين كه خسارتي از آن كشور بگيريم، از ملت شهيد داده و خانمان سوخته مي خواهيم كه اين مقدار عظيم طلا و نقره را هم از جيب خود به آنان پاداش و دست مريزاد دهند تا ضريحي آماده نموده و در اوضاع و احوال آشفته و خطرناكي كه در عراق حاكم است ، آن را در آرامگاه آن حضرت نصب نماييم. و البته اين نخستين و آخرين بار نيست . واقعاً مسئولين اين نظام تا چه حد بايد وقيح و بي شرم باشند كه با اين كه از هر طرف مشغول غارت و چپاول خزانه اموال عمومي هستند ، اما براي عوامفريبي هاي ديني خويش حاضر نمي شوند از جيب خود خرج كنند لذا در اين ماجرا سوار بر احساسات ديني عوام شده و به نام ائمه اطهار عليهم السلام، مردم را تحميق كرده و آنها را وامي دارند تا به گفته آنها در كارخير بازسازي عتبات عاليات مشاركت كنند .اما در اين ميان خويشتن مراقب اند كه مبادا اندكي از موجودي حسابهايشان كاسته شود؛خزانه اي كه از هر طرف نقبي به آن زده و اموال آنرا به سمت حسابهاي شخصي خويش در اين سو و آن سوي دنيا روانه كرده اند.
آيا آنان از وضعيت معلمانشان خبر ندارند ؛ مگر نمي دانند كه نزديك به 80 درصد معلمان در زير خط فقر زندگي در حال له شدن مي باشند؟ با اين اوصاف اينان چگونه مي توانند بخشي از حقوق خانواده خويش را براي ساختن بارگاه و ضريح و اين قبيل چيزهاي مزخرفي بدهند كه هيچ اجر و ثواب اخروي هم برايشان ندارد و بلكه در آخرت به خاطر چنين اجحاف هايي نسبت به خانواده خويش ، مورد مؤاخذه و بازخواست نيز قرار خواهند گرفت . اصلاً چه كسي گفته است كه بايد براي ائمه اطهار عليهم السلام قبه و بارگاه مطلا ساخت و آنجا را همچون كاخهاي سر به فلك كشيده جبارين درآورد. آيا اگر معنويتي هم در اين مكانها وجود داشته باشد با اين زرق و برقهاي دنيوي ، از بين نمي رود؟ ساختن چنين مكانهاي مجلل و خيره كننده اي چه تفاوتي با كاخهاي پادشاهان گذشته دارد كه مقام رهبري اخيراً در ديدار از شيراز ، از آنها با عنوان نشانه هاي جباريت ستمگران ياد كرده بود!!! اصولاً بناكردن چنين آرامگاههايي در كداميك از دستورات و تعاليم دين اسلام آمده است. معلوم نيست اين علما و مراجع اسلام ، كه ادعاي اجتهاد و فهم دين را دارند، كي متوجه اين انحرافها خواهند شد و براي يكبار هم كه شده به وظيفه و تكليف ديني خود عمل خواهند كرد. اين چه منطقي است كه صرف ثروتها و منابع ملي را در راه ساختن بارگاهها و گورستانها و تبديل كردن آنها به كاخهايي سربرآسمان برافراشته ، مجاز مي شمارد در حالي كه كثيري از مردم ، در فقر و فلاكت و بيكاري غوطه مي خورند و براي نان شب خود محتاج دستگيري ديگرانند. اتلاف سرمايه هاي ملي يك كشور به هر شكلي در كارهاي غير ملي ، بي ترديد حرام است چرا كه خرد انساني بر صحت چنين اعمالي خط بطلان مي كشد و فهم اين نكته بسيار آسان است.در اينگونه موارد ضرب المثل معروف :« چراغي كه به خانه رواست ، به مسجد حرام است » مصداق دارد كه نياز به صغري و كبراهاي فقهي و كلاههاي شرعي ندارد. مگر اين كه بگوييم اين كارها در همه جا بد است الا در چنين مواردي! كه بطلان چنين منطقي نيازي به تأكيد ندارد.
چاره اي نيست ؛ اسلام ناب محمدي بنا به تعريف اين جهال خرفت و مبتلا به آلزايمر ، جز اين نمي تواند باشد و انتظار ديگري نبايد داشت چرا كه اينان در همه چيز به فروع و ظواهر دين چسبيده اند و عوام هم دنباله رو آنانند. اين قبيل كارهاست كه عوام را سرگرم مي كند و همچون ماده اي مخدر آلام و دردهايشان را ولو براي لحظاتي كوتاه تسكين مي بخشد.اما در آن سوي قضيه ماجراي دردناك نابودي يك ملت در ميان است كه در دست دزدان سرگردنه ي عمامه به سر، گرفتار آمده است. شكمبارگاني كه همچون دوال پاي قصه ها، چنان بر خر مراد چسبيده اند كه به اين آساني نمي توان آنها را به پايين كشيد.
ژوئن 28, 2008 at 10:01 ق.ظ
اين نكته كه از اعتقادات مردم سوء استفاده مي شود امر تازه اي نيست . بايد ملت بيدار شود و تن به اين اباطيل ندهد وگرنه تا دنيا هست اوضاع به همين منوال خواهد بود.